دستانم را در دست گرفته ای

به چشمانم نگاه میکنی

و می گویی

              مهم نیست، درست می شود

 

ضریح سرد را به آغوش می کشم

و التماس میکنم.

 

دستانت را در دست گرفته ام

به چشمانت نگاه می کنم

به چشمانم نگاه نمی کنی

می گویم

            درست می شود، مهم نیست

می گویی

...